در فوريه سال ،۲۰۰۷ مديران شركت دايملر كرايسلر طرحى را براى ساختار دهى مجدد فعاليت هاى اين شركت خودروسازى بزرگ آلمانى ارائه كردند. بخشى از اين طرح اخراج ۱۳ هزار نفر از كاركنان اين شركت به منظور كاهش ظرفيت توليدى است. به اعتقاد تحليلگران، اين طرح مى تواند نشانه پايان دادن پيوندى نافرجام و ۹ ساله ميان ۲ شركت دايملر و كرايسلر (مستقر در آمريكا) باشد. در اين رابطه، زمزمه هايى مبنى بر خريد كرايسلر يا بخشى از آن از سوى شركت آمريكايى جنرال موتورز شنيده مى شود.
ولى برخى كارشناسان اين ايده را پرمخاطره و نامطمئن مى دانند. از سوى ديگر و جدا از اين كه چه چيزى بر سر شركت دايملر كرايسلر يا جنرال موتورز مى آيد، رقباى سرسخت اين دو، واقعيات دگرگون كننده صنعت خودروى جهان را رقم مى زنند. براى مثال، شركت تويوتاى ژاپن سردمدار نفوذ رو به رشد در عرصه جهانى است و تعداد زيادى از توليدكنندگان چينى به ويژه در بازار قطعات خودرو به دنبال كسب مقام جهانى هستند.
* اشكال ادغام شركت دايملر كرايسلر با گروه كرايسلر در آمريكا چه بود؟
وقتى شركت خودروسازى آلمانى ديملر ـ بنز در سال ۱۹۹۸ به نيروهاى گروه دايملر در ديترويت آمريكا پيوست، اين واقعه يك «ادغام» اعلام شد، ولى در سطحى گسترده به عنوان يك «سبقت جويى و جلو افتادن» تعبير گرديد؛ زيرا انگيزه شركت آلمانى از اين كار دسترسى به بازارهاى آمريكا و برخوردارى از مزاياى اقتصادهاى بزرگ در زمينه ميزان توليد انبوه بود. ولى همه چيز به درستى پيش نرفت و شركت آلمانى در روانه ساختن جريان سود به سوى شركت همكار خود در آمريكا كارى از پيش نبرد. دليل اين امر مسأله اى است كه صنعت خودرو در آمريكا به طور فراگير با آن درگير است. اين مسأله «هزينه هاى محيطى» نام دارد.
به بيان ديگر، به دليل قراردادهاى سفت و سخت اعمال شده توسط اتحاديه كارگران صنعت خودروى آمريكا، كارگران فعال در بخش صنعت خودرو در آمريكا به طور متوسط ساعتى ۶۵ دلار دستمزد دريافت مى كنند.
در حالى كه كاركنان شركت تويوتا كه فاقد اتحاديه كارگرى اند و در شعبه هاى توليدى اين شركت در آمريكا كار مى كنند، به طور متوسط ساعتى ۴۵ دلار دريافت مى كنند.
درواقع، شركت هاى آمريكايى حدود ۲۰ درصد بيشتر از رقباى جهانى خود دستمزد پرداخت مى كنند و اين تفاوت، حدود ۱۰۰۰ دلار به قيمت تمام شده توليد هر وسيله نقليه در آمريكا مى افزايد.
هم اكنون، كرايسلر به عنوان بخشى از طرح ساختاردهى مجدد خود با اخراج ۱۳ هزار كارگر قصد دارد در مدت ۳ سال، ۱/۵ ميليارددلار از هزينه هاى خود بكاهد، ولى مسأله در اينجاست كه ممكن است براى اين كار خيلى دير شده باشد چرا كه اين شركت تنها در سال ،۲۰۰۶ متحمل ۱/۵ ميليارددلار زيان گرديد. دليل اين زيان دهى هم در فرآيند دردناك كاهش ميزان توليد پس از پايان ادغام دو شركت بزرگ است. بنابراين، مهم ترين مسأله فراروى يك ادغام، دوره پس از اتمام ادغام و عواقب آن است. سپرى كردن موفقيت آميز اين دوره نيازمند تصميم هاى قوى مديريتى در دوران ادغام است. در مورد شركت كرايسلر، مديران اين شركت مدت كمى است كه تصميم هاى ضرورى را در دستور كار قرار داده اند. در حالى كه اين تصميم ها اگر بلافاصله پس از ادغام ۲ شركت در ۱۹۹۸ اتخاذ مى شد، اثر بسيار بيشترى داشت.
هم اكنون نيز مدتى است شركت دايملر درصدد ساختار دهى مجدد كرايسلر است تا آن را داراى سوددهى و مزيت اقتصادى كند و يارانه هاى پرداخت شده به آن را قابل بازگشت نمايد و يا اين كه آن را براى خريداران احتمالى جالب توجه جلوه دهد.
در حال حاضر نيز گروه كرايسلر تعديل ۱۶ درصد نيروى كار خود (۱۳ هزارنفر) را اعلام داشته و قصد دارد سالانه حدود ۴۰۰ هزار دستگاه خودرو كمتر توليد كند.
* آيا جنرال موتورز در صدد خريد كرايسلر است؟
به گزارش تايمز مالى، دايملر كرايسلر درصدد فروش كرايسلر به جنرال موتورز در مقابل ميزان نامعلومى از سهام جنرال موتورز است. البته در جريان اين معامله دايملر صاحب كل كرايسلر يا بخشى از آن خواهد بود. يعنى اين ۲ شركت به طور همزمان ممكن است بخشى از هم را صاحب شوند. ولى معلوم نيست چنين قراردادى براى جنرال موتورز كه خود آن درگير مشكلات بزرگى است، جالب توجه باشد و در اين جا بايد اين ضرب المثل را به كار برد كه «دو مرد در حال غرق شدن نمى توانند با همديگر به يك شناگر تبديل شوند» به بيان ديگر، اگر جنرال موتورز درصدد روبه رو شدن با مشكلات كرايسلر باشد، خود آن به پرتگاه سقوط خواهد كرد. زيرا جنرال موتورز خود با مشكل از دست دادن سودهاى ناشى از افزايش توليد مواجه است. ولى جالب است كه مارينا وايتمن مدير اجرايى سابق جنرال موتورز، با اظهار بى اطلاعى از اين مسأله مى گويد اين جريان رؤياى سرمايه گذاران بانكى است چرا كه چنين ادغامى موجب درآمدى كلان براى بانك ها مى گردد و برخى اوقات بانك ها اين قصه ها را منتشر مى سازند، به اميد آن كه روزى تحقق پيدا كند.
* دليل موفقيت نسبى تويوتا چيست؟
صعود تويوتا به قله صنعت جهانى خودرو با سرعتى برق آسا صورت گرفت. اين شركت در اوايل سال ۲۰۰۷ از شركت جنرال موتورز جلو زد و به عنوان بزرگ ترين توليدكننده خودرو در جهان درآمد و ارزش بازار سهام آن با ارزش كل سهام سه شركت بزرگ خودروسازى ديترويت آمريكا يعنى جنرال موتورز، فورد و كرايسلر برابرى مى كند. در سال ،۲۰۰۶ عملكرد تويوتا بسيار فعالانه و خارج از حد معمول خود بود، به طورى كه عملكردى شبيه به آن در صنعت خودروى جهان ديده نمى شود و شبيه عملكرد يك تيم بيسبال است كه از ۱۶۲ مسابقه ۱۵۰ مسابقه را با پيروزى به پايان برساند. دلايل موفقيت شركت تويوتا در صنعت جهانى خودرو عبارت اند از:
ـ فرهنگ تعاون گرايانه تويوتا كه برپايه ويژگى هاى قومى و ملى مشتريان قرار دارد. در اين بحث، مبتكرين فردى نقش بسيارى ايفا مى كنند و در خود ژاپن هم تويوتا به خاطر توجه به اين امر از ديگر خودروسازان ژاپنى جلوتر است.
ـ رعايت اصول بنيادين تجارت، به اين معنا كه تويوتا در طول همه روندهاى توليد خودرو واقعاً فكر مى كند. مديران اين شركت دريافته اند كه چگونه تعامل سازنده ميان كارگران و روند توليدى كه متضمن كيفيت و پائين نگه داشتن هزينه ها باشد، برقرار كنند.
ـ تويوتا از طريق هماهنگ ساختن روندهاى توليدى توانسته است استانداردهاى بالاى كيفى كارخانه ها و كيفيت اساسى توليدات خود را در هم آميزد. يكى از شعارهاى داخلى اين شركت «ايجاد كيفيت در روندها» است.
استقبال مشتريان اين شركت از محصولات آن به همراه برگزيده شدن خودروى اين شركت به عنوان خودروى سال، نشانگر دستيابى تويوتا به استانداردهاى مذكور است. ولى بايد دانست ويژگى مورد اشاره اخيراً و تنها پس از علاقه مند شدن وسيع بازار آمريكا به صرفه جويى در سوخت افزايش قابل ملاحظه داشته است. با توجه به اين نكته كه تويوتا در توليدات خود به مصرف سوخت آن ها دقت زيادى مى كند. در نتيجه، به طور كامل نيمى از فروش تويوتا در آمريكا صورت مى گيرد و اين شركت كه سابقاً يك شركت خودروساز ژاپنى كوچك بود، توانسته است در معرض محصولاتى كاملاً مطابق با عايدات محلى در آمريكا موفق باشد و برخى خودروهاى آن مثل «تويوتا تندرا» با خطوط معروف توليدكننده كاميون در آمريكا، يعنى شركت هاى فورد شورولت رقابت مى كنند.
ـ برخى كارشناسان معتقدند الگوى رشد تويوتا نقش مهمى در رشد برق آساى اين شركت داشته است، زيرا در حالى كه بسيارى از شركت ها بويژه شركت هاى آمريكايى مثل جنرال موتورز فعاليت خود را از طريق ادغام گسترش مى دهند، تويوتا بر رشد ارگانيك تأكيد كرده است.
به عبارت ديگر طبق گزارش ويژه مجله اكونوميست در سال ۲۰۰۵ راهبرد ادغام براى ارائه خودروهاى جديد كاملاً موفق نبوده است، در واقع رابطه معكوسى ميان تنوع محصولات جديد عرضه شده توسط يك شركت و سوددهى آن وجود دارد.
براين اساس، جنرال موتورز در سال ۲۰۰۵ ، ۱۵ نوع خودروى جديد در اختيار داشته، تنوعى كه در جهان از همه شركت هاى سازنده خودرو بيشتر است. در حالى كه تويوتا تنها ۵ نوع خودروى جديد عرضه كرده است، ولى سود آن به طور محسوسى از جنرال موتورز بيشتر بوده است.
* آيا ادغام براى سوددهى يك شركت سازنده خودرو تعيين كننده است؟
اختلاف زيادى بر سر اين مسأله وجود دارد. گزارش سال ۲۰۰۵ مجله اكونوميست بيان مى دارد كه اين امر باعث ايجاد دايناسورهايى در عرصه توليد خودرو مى شود كه مدل رشد ارگانيك تويوتا در سوددهى نسبى را زير سؤال مى برد ولى از سوى ديگر برخى كارشناسان مى گويند موفقيت ادغام بخشى از فعاليت هاى شركت هاى بى ام و و هندا نمى تواند نشانگر كارايى خوب مدل ادغام براى سوددهى بيشتر باشد و سرانجام موفقيت آميز ادغام ها به اين امر وابستگى دارد كه تا چه ميزان براى شرايط كاهش توليد و دوران پس از اتمام ادغام آمادگى كسب شود.
* جايگاه چين در آينده صنعت جهانى خودرو
بايد دانست چين هم در عرصه توليد خودرو و هم در بخش هاى مرتبط با صنعت قطعات خودرو جايگاه مهمى در آينده صنعت جهانى خودرو خواهد داشت.
در حال حاضر، خودروسازان چينى سرگرم اعمال فشار براى نفوذ در بازار داخلى اين كشور و همچنين صادرات خودرو به ديگر كشورهاى جهان هستند. اين كار عمدتاً از طريق همكارى با خودروسازان خارجى صورت مى گيرد. گفتنى است كه حدود ۷۰ درصد خودروهاى توليدى چين توسط شركت هاى غيرچينى توليد مى شود. همچنين به دليل محدوديت هاى اعمال شده توسط دولت چين، شركت هاى خارجى براى فعاليت در چين اغلب نياز به مشاركت با توليدكنندگان داخلى چينى دارند. به طور كلى، پيش بينى مى شود درسال ۲۰۰۷ ، ۸ ميليون خودرو در چين توليد شود، اين رقم در سال ،۲۰۰۶ بيش از ۷ ميليون بود. بنابراين از لحاظ تعداد خودروهاى توليد شده، چين از برخى توليدكنندگان با سابقه خودرو مثل آلمان پيشى گرفته است.
بازار داخلى چين كه در حال رشد سريع است، هدف اوليه توليدكنندگان خودرو در اين كشور است، ولى چين اخيراً فضاى صادرات را به آزمون گذاشته، در اين راستا يك شركت خودروسازى دولتى به نام «دانگ فنگ» قراردادى مشترك با شركت ژاپنى هندا به امضا رسانده و هم اكنون به اروپا و آمريكا خودرو صادر مى كند. همچنين دايملر كرايسلر قراردادى را با شركت چينى «چرى» منعقد ساخته و اين ۲ شركت به طور مشترك صادرات به آمريكا را هدف قرار داده اند.
ولى يكى از بزرگ ترين تغييرات مربوط به چين در عرصه صنعت خودرو، توليد قطعات است. در حال حاضر صادرات قطعات خودرو از چين به حدود ۱۵ ميليارددلار در سال مى رسد. اگرچه اين رقم در بازار جهانى خودرو، رقم بزرگى محسوب نمى شود ولى به سرعت در حال افزايش است و هم اكنون شاهد رونق صادرات قطعات خودرو از چين همراه با فروش بسيارى از توليدكنندگان چندمليتى خودرو در اين كشور بزرگ هستيم، به طورى كه هر شركت تأمين كننده قطعات خودرو در عرصه بين المللى حضور گسترده خود در چين را لازم مى بيند.
ولى برخى كارشناسان اين ايده را پرمخاطره و نامطمئن مى دانند. از سوى ديگر و جدا از اين كه چه چيزى بر سر شركت دايملر كرايسلر يا جنرال موتورز مى آيد، رقباى سرسخت اين دو، واقعيات دگرگون كننده صنعت خودروى جهان را رقم مى زنند. براى مثال، شركت تويوتاى ژاپن سردمدار نفوذ رو به رشد در عرصه جهانى است و تعداد زيادى از توليدكنندگان چينى به ويژه در بازار قطعات خودرو به دنبال كسب مقام جهانى هستند.
* اشكال ادغام شركت دايملر كرايسلر با گروه كرايسلر در آمريكا چه بود؟
وقتى شركت خودروسازى آلمانى ديملر ـ بنز در سال ۱۹۹۸ به نيروهاى گروه دايملر در ديترويت آمريكا پيوست، اين واقعه يك «ادغام» اعلام شد، ولى در سطحى گسترده به عنوان يك «سبقت جويى و جلو افتادن» تعبير گرديد؛ زيرا انگيزه شركت آلمانى از اين كار دسترسى به بازارهاى آمريكا و برخوردارى از مزاياى اقتصادهاى بزرگ در زمينه ميزان توليد انبوه بود. ولى همه چيز به درستى پيش نرفت و شركت آلمانى در روانه ساختن جريان سود به سوى شركت همكار خود در آمريكا كارى از پيش نبرد. دليل اين امر مسأله اى است كه صنعت خودرو در آمريكا به طور فراگير با آن درگير است. اين مسأله «هزينه هاى محيطى» نام دارد.
به بيان ديگر، به دليل قراردادهاى سفت و سخت اعمال شده توسط اتحاديه كارگران صنعت خودروى آمريكا، كارگران فعال در بخش صنعت خودرو در آمريكا به طور متوسط ساعتى ۶۵ دلار دستمزد دريافت مى كنند.
در حالى كه كاركنان شركت تويوتا كه فاقد اتحاديه كارگرى اند و در شعبه هاى توليدى اين شركت در آمريكا كار مى كنند، به طور متوسط ساعتى ۴۵ دلار دريافت مى كنند.
درواقع، شركت هاى آمريكايى حدود ۲۰ درصد بيشتر از رقباى جهانى خود دستمزد پرداخت مى كنند و اين تفاوت، حدود ۱۰۰۰ دلار به قيمت تمام شده توليد هر وسيله نقليه در آمريكا مى افزايد.
هم اكنون، كرايسلر به عنوان بخشى از طرح ساختاردهى مجدد خود با اخراج ۱۳ هزار كارگر قصد دارد در مدت ۳ سال، ۱/۵ ميليارددلار از هزينه هاى خود بكاهد، ولى مسأله در اينجاست كه ممكن است براى اين كار خيلى دير شده باشد چرا كه اين شركت تنها در سال ،۲۰۰۶ متحمل ۱/۵ ميليارددلار زيان گرديد. دليل اين زيان دهى هم در فرآيند دردناك كاهش ميزان توليد پس از پايان ادغام دو شركت بزرگ است. بنابراين، مهم ترين مسأله فراروى يك ادغام، دوره پس از اتمام ادغام و عواقب آن است. سپرى كردن موفقيت آميز اين دوره نيازمند تصميم هاى قوى مديريتى در دوران ادغام است. در مورد شركت كرايسلر، مديران اين شركت مدت كمى است كه تصميم هاى ضرورى را در دستور كار قرار داده اند. در حالى كه اين تصميم ها اگر بلافاصله پس از ادغام ۲ شركت در ۱۹۹۸ اتخاذ مى شد، اثر بسيار بيشترى داشت.
هم اكنون نيز مدتى است شركت دايملر درصدد ساختار دهى مجدد كرايسلر است تا آن را داراى سوددهى و مزيت اقتصادى كند و يارانه هاى پرداخت شده به آن را قابل بازگشت نمايد و يا اين كه آن را براى خريداران احتمالى جالب توجه جلوه دهد.
در حال حاضر نيز گروه كرايسلر تعديل ۱۶ درصد نيروى كار خود (۱۳ هزارنفر) را اعلام داشته و قصد دارد سالانه حدود ۴۰۰ هزار دستگاه خودرو كمتر توليد كند.
* آيا جنرال موتورز در صدد خريد كرايسلر است؟
به گزارش تايمز مالى، دايملر كرايسلر درصدد فروش كرايسلر به جنرال موتورز در مقابل ميزان نامعلومى از سهام جنرال موتورز است. البته در جريان اين معامله دايملر صاحب كل كرايسلر يا بخشى از آن خواهد بود. يعنى اين ۲ شركت به طور همزمان ممكن است بخشى از هم را صاحب شوند. ولى معلوم نيست چنين قراردادى براى جنرال موتورز كه خود آن درگير مشكلات بزرگى است، جالب توجه باشد و در اين جا بايد اين ضرب المثل را به كار برد كه «دو مرد در حال غرق شدن نمى توانند با همديگر به يك شناگر تبديل شوند» به بيان ديگر، اگر جنرال موتورز درصدد روبه رو شدن با مشكلات كرايسلر باشد، خود آن به پرتگاه سقوط خواهد كرد. زيرا جنرال موتورز خود با مشكل از دست دادن سودهاى ناشى از افزايش توليد مواجه است. ولى جالب است كه مارينا وايتمن مدير اجرايى سابق جنرال موتورز، با اظهار بى اطلاعى از اين مسأله مى گويد اين جريان رؤياى سرمايه گذاران بانكى است چرا كه چنين ادغامى موجب درآمدى كلان براى بانك ها مى گردد و برخى اوقات بانك ها اين قصه ها را منتشر مى سازند، به اميد آن كه روزى تحقق پيدا كند.
* دليل موفقيت نسبى تويوتا چيست؟
صعود تويوتا به قله صنعت جهانى خودرو با سرعتى برق آسا صورت گرفت. اين شركت در اوايل سال ۲۰۰۷ از شركت جنرال موتورز جلو زد و به عنوان بزرگ ترين توليدكننده خودرو در جهان درآمد و ارزش بازار سهام آن با ارزش كل سهام سه شركت بزرگ خودروسازى ديترويت آمريكا يعنى جنرال موتورز، فورد و كرايسلر برابرى مى كند. در سال ،۲۰۰۶ عملكرد تويوتا بسيار فعالانه و خارج از حد معمول خود بود، به طورى كه عملكردى شبيه به آن در صنعت خودروى جهان ديده نمى شود و شبيه عملكرد يك تيم بيسبال است كه از ۱۶۲ مسابقه ۱۵۰ مسابقه را با پيروزى به پايان برساند. دلايل موفقيت شركت تويوتا در صنعت جهانى خودرو عبارت اند از:
ـ فرهنگ تعاون گرايانه تويوتا كه برپايه ويژگى هاى قومى و ملى مشتريان قرار دارد. در اين بحث، مبتكرين فردى نقش بسيارى ايفا مى كنند و در خود ژاپن هم تويوتا به خاطر توجه به اين امر از ديگر خودروسازان ژاپنى جلوتر است.
ـ رعايت اصول بنيادين تجارت، به اين معنا كه تويوتا در طول همه روندهاى توليد خودرو واقعاً فكر مى كند. مديران اين شركت دريافته اند كه چگونه تعامل سازنده ميان كارگران و روند توليدى كه متضمن كيفيت و پائين نگه داشتن هزينه ها باشد، برقرار كنند.
ـ تويوتا از طريق هماهنگ ساختن روندهاى توليدى توانسته است استانداردهاى بالاى كيفى كارخانه ها و كيفيت اساسى توليدات خود را در هم آميزد. يكى از شعارهاى داخلى اين شركت «ايجاد كيفيت در روندها» است.
استقبال مشتريان اين شركت از محصولات آن به همراه برگزيده شدن خودروى اين شركت به عنوان خودروى سال، نشانگر دستيابى تويوتا به استانداردهاى مذكور است. ولى بايد دانست ويژگى مورد اشاره اخيراً و تنها پس از علاقه مند شدن وسيع بازار آمريكا به صرفه جويى در سوخت افزايش قابل ملاحظه داشته است. با توجه به اين نكته كه تويوتا در توليدات خود به مصرف سوخت آن ها دقت زيادى مى كند. در نتيجه، به طور كامل نيمى از فروش تويوتا در آمريكا صورت مى گيرد و اين شركت كه سابقاً يك شركت خودروساز ژاپنى كوچك بود، توانسته است در معرض محصولاتى كاملاً مطابق با عايدات محلى در آمريكا موفق باشد و برخى خودروهاى آن مثل «تويوتا تندرا» با خطوط معروف توليدكننده كاميون در آمريكا، يعنى شركت هاى فورد شورولت رقابت مى كنند.
ـ برخى كارشناسان معتقدند الگوى رشد تويوتا نقش مهمى در رشد برق آساى اين شركت داشته است، زيرا در حالى كه بسيارى از شركت ها بويژه شركت هاى آمريكايى مثل جنرال موتورز فعاليت خود را از طريق ادغام گسترش مى دهند، تويوتا بر رشد ارگانيك تأكيد كرده است.
به عبارت ديگر طبق گزارش ويژه مجله اكونوميست در سال ۲۰۰۵ راهبرد ادغام براى ارائه خودروهاى جديد كاملاً موفق نبوده است، در واقع رابطه معكوسى ميان تنوع محصولات جديد عرضه شده توسط يك شركت و سوددهى آن وجود دارد.
براين اساس، جنرال موتورز در سال ۲۰۰۵ ، ۱۵ نوع خودروى جديد در اختيار داشته، تنوعى كه در جهان از همه شركت هاى سازنده خودرو بيشتر است. در حالى كه تويوتا تنها ۵ نوع خودروى جديد عرضه كرده است، ولى سود آن به طور محسوسى از جنرال موتورز بيشتر بوده است.
* آيا ادغام براى سوددهى يك شركت سازنده خودرو تعيين كننده است؟
اختلاف زيادى بر سر اين مسأله وجود دارد. گزارش سال ۲۰۰۵ مجله اكونوميست بيان مى دارد كه اين امر باعث ايجاد دايناسورهايى در عرصه توليد خودرو مى شود كه مدل رشد ارگانيك تويوتا در سوددهى نسبى را زير سؤال مى برد ولى از سوى ديگر برخى كارشناسان مى گويند موفقيت ادغام بخشى از فعاليت هاى شركت هاى بى ام و و هندا نمى تواند نشانگر كارايى خوب مدل ادغام براى سوددهى بيشتر باشد و سرانجام موفقيت آميز ادغام ها به اين امر وابستگى دارد كه تا چه ميزان براى شرايط كاهش توليد و دوران پس از اتمام ادغام آمادگى كسب شود.
* جايگاه چين در آينده صنعت جهانى خودرو
بايد دانست چين هم در عرصه توليد خودرو و هم در بخش هاى مرتبط با صنعت قطعات خودرو جايگاه مهمى در آينده صنعت جهانى خودرو خواهد داشت.
در حال حاضر، خودروسازان چينى سرگرم اعمال فشار براى نفوذ در بازار داخلى اين كشور و همچنين صادرات خودرو به ديگر كشورهاى جهان هستند. اين كار عمدتاً از طريق همكارى با خودروسازان خارجى صورت مى گيرد. گفتنى است كه حدود ۷۰ درصد خودروهاى توليدى چين توسط شركت هاى غيرچينى توليد مى شود. همچنين به دليل محدوديت هاى اعمال شده توسط دولت چين، شركت هاى خارجى براى فعاليت در چين اغلب نياز به مشاركت با توليدكنندگان داخلى چينى دارند. به طور كلى، پيش بينى مى شود درسال ۲۰۰۷ ، ۸ ميليون خودرو در چين توليد شود، اين رقم در سال ،۲۰۰۶ بيش از ۷ ميليون بود. بنابراين از لحاظ تعداد خودروهاى توليد شده، چين از برخى توليدكنندگان با سابقه خودرو مثل آلمان پيشى گرفته است.
بازار داخلى چين كه در حال رشد سريع است، هدف اوليه توليدكنندگان خودرو در اين كشور است، ولى چين اخيراً فضاى صادرات را به آزمون گذاشته، در اين راستا يك شركت خودروسازى دولتى به نام «دانگ فنگ» قراردادى مشترك با شركت ژاپنى هندا به امضا رسانده و هم اكنون به اروپا و آمريكا خودرو صادر مى كند. همچنين دايملر كرايسلر قراردادى را با شركت چينى «چرى» منعقد ساخته و اين ۲ شركت به طور مشترك صادرات به آمريكا را هدف قرار داده اند.
ولى يكى از بزرگ ترين تغييرات مربوط به چين در عرصه صنعت خودرو، توليد قطعات است. در حال حاضر صادرات قطعات خودرو از چين به حدود ۱۵ ميليارددلار در سال مى رسد. اگرچه اين رقم در بازار جهانى خودرو، رقم بزرگى محسوب نمى شود ولى به سرعت در حال افزايش است و هم اكنون شاهد رونق صادرات قطعات خودرو از چين همراه با فروش بسيارى از توليدكنندگان چندمليتى خودرو در اين كشور بزرگ هستيم، به طورى كه هر شركت تأمين كننده قطعات خودرو در عرصه بين المللى حضور گسترده خود در چين را لازم مى بيند.
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 19:21  توسط گروهی
|
